آموزش

شاخص های تحلیل تکنیکال

فصل پنجم

اندیکاتور تحلیل تکنیکال چیست؟

شاخص های فنی معیارهای مربوط به یک ابزار مالی را محاسبه می کنند. این محاسبه می تواند بر اساس قیمت، حجم، داده های زنجیره ای، بهره باز، معیارهای اجتماعی یا حتی شاخص دیگری باشد.

همانطور که قبلاً بحث کردیم، تحلیلگران فنی روش‌های خود را بر این فرض استوار می‌کنند که الگوهای قیمتی تاریخی ممکن است تغییرات قیمت را در آینده دیکته کنند. به این ترتیب، معامله‌گرانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند ممکن است از مجموعه‌ای از شاخص‌های فنی برای شناسایی نقاط ورود و خروج احتمالی در نمودار استفاده کنند.

شاخص های فنی ممکن است با روش های متعددی طبقه بندی شوند. این می‌تواند شامل این باشد که آیا آنها به سمت روندهای آینده (شاخص‌های پیشرو)، تأیید الگویی که قبلاً در حال انجام است (شاخص‌های عقب مانده)، یا روشن کردن رویدادهای زمان واقعی (شاخص‌های همزمان) باشد.

برخی از دسته بندی های دیگر ممکن است به نحوه ارائه اطلاعات توسط این شاخص ها مربوط باشد. از این نظر، اندیکاتورهای همپوشانی وجود دارند که داده ها را روی قیمت قرار می دهند و نوسانگرهایی وجود دارند که بین مقدار حداقل و حداکثر در نوسان هستند.

همچنین انواعی از اندیکاتورها وجود دارند که هدف آنها اندازه گیری جنبه خاصی از بازار است، مانند اندیکاتورهای حرکت. همانطور که از نام آن پیداست، هدف آنها اندازه گیری و نمایش حرکت بازار است.

بنابراین، بهترین شاخص تحلیل تکنیکال کدام است؟ پاسخ ساده ای برای این سوال وجود ندارد. معامله گران ممکن است از انواع مختلفی از اندیکاتورهای فنی استفاده کنند و انتخاب آنها تا حد زیادی بر اساس استراتژی تجاری فردی آنها است. با این حال، برای اینکه بتوانند این انتخاب را انجام دهند، ابتدا باید در مورد آنها یاد بگیرند – و این کاری است که ما در این فصل انجام خواهیم داد.

شاخص های پیشرو در مقابل عقب ماندگی

همانطور که بحث کردیم، شاخص های مختلف کیفیت های متمایزی دارند و باید برای اهداف خاصی استفاده شوند. شاخص های پیشرو به رویدادهای آینده اشاره می کنند. نشانگرهای عقب ماندگی برای تأیید چیزی که قبلاً اتفاق افتاده است استفاده می شود. بنابراین، چه زمانی باید از آنها استفاده کنید؟

شاخص های پیشرو معمولاً برای تجزیه و تحلیل کوتاه مدت و میان مدت مفید هستند. آنها زمانی استفاده می شوند که تحلیلگران روندی را پیش بینی می کنند و به دنبال ابزارهای آماری برای حمایت از فرضیه خود هستند. به خصوص وقتی صحبت از اقتصاد می شود، شاخص های پیشرو می توانند به ویژه برای پیش بینی دوره های رکود مفید باشند.

هنگامی که صحبت از معاملات و تحلیل تکنیکال می شود، می توان از شاخص های پیشرو نیز برای کیفیت پیش بینی آنها استفاده کرد. با این حال، هیچ شاخص خاصی نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، بنابراین این پیش‌بینی‌ها همیشه باید با احتیاط انجام شود.

شاخص های عقب ماندگی برای تأیید رویدادها و روندهایی که قبلاً اتفاق افتاده یا در حال انجام هستند استفاده می شود. این ممکن است اضافی به نظر برسد، اما می تواند بسیار مفید باشد. اندیکاتورهای عقب افتاده می توانند جنبه های خاصی از بازار را در کانون توجه قرار دهند که در غیر این صورت پنهان می ماند. به این ترتیب، شاخص های عقب ماندگی معمولاً برای تجزیه و تحلیل نمودارهای بلندمدت اعمال می شوند.

شاخص حرکت چیست؟

اندیکاتورهای مومنتوم با هدف اندازه گیری و نشان دادن حرکت بازار هستند. حرکت بازار چیست؟ به زبان ساده، این معیار سرعت تغییرات قیمت است. هدف شاخص‌های حرکت اندازه‌گیری نرخ افزایش یا کاهش قیمت‌ها است. به این ترتیب، آنها معمولاً برای تجزیه و تحلیل کوتاه مدت توسط معامله گرانی که به دنبال سود بردن از نوسانات زیاد هستند، استفاده می شوند.

هدف یک معامله‌گر مومنتوم این است که وقتی مومنتوم بالا است وارد معاملات شود و زمانی که مومنتوم بازار شروع به محو شدن کرد از آن خارج شود. به طور معمول، اگر نوسانات کم باشد، قیمت تمایل دارد به محدوده کوچکی فشرده شود. با افزایش تنش، قیمت اغلب یک حرکت ضربه ای بزرگ انجام می دهد و در نهایت از محدوده خارج می شود. این زمانی است که معامله گران مومنتوم رشد می کنند.

پس از پایان حرکت و خروج معامله گران از موقعیت خود، آنها با شتاب بالا به سمت دارایی دیگری می روند و سعی می کنند همان برنامه بازی را تکرار کنند. به این ترتیب، اندیکاتورهای مومنتوم به طور گسترده توسط معامله گران روزانه، اسکالپرها و معامله گران کوتاه مدت که به دنبال فرصت های معاملاتی سریع هستند، استفاده می شود.

حجم معاملات چقدر است؟

حجم معاملات را می توان به عنوان شاخص اساسی در نظر گرفت. تعداد واحدهای منفرد معامله شده برای یک دارایی در یک زمان معین را نشان می دهد. اساساً نشان می دهد که چه مقدار از آن دارایی در طول زمان اندازه گیری شده تغییر کرده است.

برخی حجم معاملات را مهمترین شاخص فنی می دانند. «حجم بر قیمت مقدم است» یک جمله معروف در دنیای تجارت است. این نشان می دهد که حجم معاملات بزرگ می تواند یک شاخص پیشرو قبل از حرکت قیمت بزرگ (صرف نظر از جهت) باشد.

با استفاده از حجم در معاملات، معامله گران می توانند قدرت روند اساسی را اندازه گیری کنند. اگر نوسانات بالا با حجم معاملات بالا همراه باشد، ممکن است اعتبار حرکت در نظر گرفته شود. این منطقی است زیرا فعالیت تجاری بالا باید با حجم قابل توجهی برابری کند زیرا بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران در آن سطح قیمت خاص فعال هستند. با این حال، اگر نوسانات با حجم بالا همراه نباشد، روند اساسی ممکن است ضعیف در نظر گرفته شود.

سطوح قیمت با حجم تاریخی بالا نیز ممکن است نقطه ورود یا خروج بالقوه خوبی برای معامله گران باشد. از آنجایی که تاریخ تمایل به تکرار دارد، این سطوح ممکن است جایی باشند که افزایش فعالیت معاملاتی احتمال بیشتری دارد. در حالت ایده آل، سطوح حمایت و مقاومت نیز باید با افزایش حجم همراه باشد که قدرت سطح را تایید می کند.

شاخص قدرت نسبی (RSI) چیست؟

شاخص قدرت نسبی (RSI) شاخصی است که نشان می دهد که آیا دارایی بیش از حد خرید شده است یا بیش از حد فروخته شده است. این یک نوسانگر مومنتوم است که میزان تغییرات قیمت را نشان می دهد. این نوسان ساز بین 0 تا 100 متغیر است و داده ها معمولاً در نمودار خطی نمایش داده می شوند.

ایده پشت اندازه گیری حرکت بازار چیست؟ خوب، اگر حرکت در حال افزایش باشد در حالی که قیمت در حال افزایش است، ممکن است روند صعودی قوی در نظر گرفته شود. برعکس، اگر حرکت در یک روند صعودی در حال کاهش باشد، ممکن است روند صعودی ضعیف در نظر گرفته شود. در این مورد، ممکن است یک معکوس در راه باشد.

بیایید ببینیم که تفسیر سنتی RSI چگونه کار می کند. زمانی که مقدار RSI کمتر از 30 باشد، ممکن است دارایی بیش از حد فروخته شده در نظر گرفته شود. در مقابل، زمانی که بالای 70 باشد، ممکن است بیش از حد خرید در نظر گرفته شود.

با این حال، خوانش های RSI باید با درجه ای از شک و تردید در نظر گرفته شوند. RSI می تواند در شرایط بازار خارق العاده به مقادیر شدید برسد – و حتی در آن زمان، روند بازار ممکن است برای مدتی ادامه یابد.

میانگین متحرک (MA) چیست؟

میانگین های متحرک عملکرد قیمت را هموار می کند و تشخیص روندهای بازار را آسان تر می کند. از آنجایی که آنها بر اساس داده های قیمت قبلی هستند، فاقد کیفیت پیش بینی هستند. به این ترتیب، میانگین های متحرک به عنوان شاخص های عقب مانده در نظر گرفته می شوند.

میانگین‌های متحرک انواع مختلفی دارند – دو رایج‌ترین آنها میانگین متحرک ساده (SMA یا MA) و میانگین متحرک نمایی (EMA) است. چه تفاوتی بین آنها وجود دارد؟

میانگین متحرک ساده با گرفتن داده های قیمت از n دوره قبلی و تولید میانگین محاسبه می شود. به عنوان مثال، SMA 10 روزه میانگین قیمت 10 روز گذشته را می گیرد و نتایج را روی یک نمودار ترسیم می کند.

میانگین متحرک نمایی کمی پیچیده تر است. از فرمول متفاوتی استفاده می کند که تاکید بیشتری بر داده های قیمت اخیر دارد. در نتیجه، EMA سریع‌تر به رویدادهای اخیر در قیمت‌ها واکنش نشان می‌دهد، در حالی که ممکن است SMA زمان بیشتری را صرف کند.

همانطور که اشاره کردیم، میانگین های متحرک شاخص های عقب مانده هستند. هر چه دوره ای که آنها ترسیم می کنند طولانی تر باشد، تاخیر بیشتر است. به این ترتیب، یک میانگین متحرک 200 روزه نسبت به میانگین متحرک 100 روزه، کندتر نسبت به قیمت آشکار واکنش نشان می دهد.

واگرایی میانگین متحرک همگرایی (MACD) چیست؟

MACD یک نوسان ساز است که از دو میانگین متحرک برای نشان دادن حرکت بازار استفاده می کند. از آنجایی که اقدامات قیمتی را که قبلاً رخ داده است ردیابی می کند، یک شاخص عقب مانده است.

MACD از دو خط تشکیل شده است – خط MACD و خط سیگنال. چگونه آنها را محاسبه می کنید؟ خوب، با کم کردن EMA 26 از EMA 12، خط MACD را دریافت می کنید. به اندازه کافی ساده سپس، این را روی EMA 9 خط MACD – خط سیگنال رسم می کنید. علاوه بر این، بسیاری از ابزارهای نمودار، هیستوگرام را نشان می دهند که فاصله بین خط MACD و خط سیگنال را نشان می دهد.

معامله گران ممکن است با مشاهده رابطه بین خط MACD و خط سیگنال از MACD استفاده کنند. زمانی که صحبت از MACD به میان می آید، تقاطع بین دو خط معمولاً یک رویداد قابل توجه است. اگر خط MACD از بالای خط سیگنال عبور کند، ممکن است به عنوان یک سیگنال صعودی تفسیر شود. در مقابل، اگر خط MACD از زیر سیگنال عبور کند، ممکن است به عنوان یک سیگنال نزولی تفسیر شود.

ابزار فیبوناچی Retracement چیست؟

ابزار Fibonacci Retracement (یا Fib Retracement) یک شاخص محبوب بر اساس رشته ای از اعداد به نام دنباله فیبوناچی است. این اعداد در قرن سیزدهم توسط یک ریاضیدان ایتالیایی به نام لئوناردو فیبوناچی شناسایی شد.

اعداد فیبوناچی در حال حاضر بخشی از بسیاری از شاخص‌های تحلیل تکنیکال هستند و بازیابی فیب یکی از محبوب‌ترین آنهاست. از نسبت های مشتق شده از اعداد فیبوناچی به عنوان درصد استفاده می کند. سپس این درصدها بر روی نمودار رسم می شوند و معامله گران می توانند از آنها برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت بالقوه استفاده کنند.

این نسبت های فیبوناچی عبارتند از:

0%

23.6٪

38.2٪

61.8٪

78.6٪

100%

در حالی که 50 درصد از نظر فنی یک نسبت فیبوناچی نیست، بسیاری از معامله گران هنگام استفاده از این ابزار نیز آن را در نظر می گیرند. علاوه بر این، نسبت های فیبوناچی خارج از محدوده 0-100٪ نیز ممکن است استفاده شود. برخی از رایج ترین آنها 161.8٪، 261.8٪، و 423.6٪ هستند.

بنابراین، معامله‌گران چگونه می‌توانند از سطوح Fibonacci Retracement استفاده کنند؟ ایده اصلی ترسیم نسبت های درصد در نمودار، یافتن مناطق مورد علاقه است. به طور معمول، معامله گران دو نقطه قیمت قابل توجه را در نمودار انتخاب می کنند و مقادیر 0 و 100 ابزار Fib Retracement را به آن نقاط پین می کنند. محدوده مشخص شده بین این نقاط ممکن است نقاط ورود و خروج بالقوه را برجسته کند و به تعیین محل توقف ضرر کمک کند.

RSI تصادفی (StochRSI) چیست؟

Stochastic RSI یا StochRSI مشتق شده از RSI است. مشابه RSI، هدف اصلی آن تعیین اینکه آیا دارایی بیش از حد خرید شده است یا بیش از حد فروش است. اما، برخلاف RSI، StochRSI از داده‌های قیمتی تولید نمی‌شود، بلکه از مقادیر RSI تولید می‌شود. در اکثر ابزارهای نمودار، مقادیر StochRSI بین 0 و 1 (یا 0 تا 100) متغیر است.

StochRSI زمانی مفیدترین است که در نزدیکی حد بالایی یا پایینی محدوده خود باشد. با این حال، به دلیل سرعت بیشتر و حساسیت بالاتر، ممکن است سیگنال های نادرست زیادی تولید کند که تفسیر آنها می تواند چالش برانگیز باشد.

تفسیر سنتی StochRSI تا حدودی شبیه به RSI است. وقتی بیش از 0.8 باشد، ممکن است دارایی بیش از حد خرید در نظر گرفته شود. وقتی کمتر از 0.2 باشد، ممکن است دارایی اشباع شده در نظر گرفته شود. با این حال، شایان ذکر است که اینها نباید به عنوان سیگنال های مستقیم برای ورود یا خروج از معاملات در نظر گرفته شوند. در حالی که این اطلاعات مطمئناً داستانی را بیان می کند، ممکن است داستان جنبه های دیگری نیز داشته باشد. به همین دلیل است که بیشتر ابزارهای تحلیل تکنیکال بهتر است در ترکیب با سایر تکنیک های تحلیل بازار استفاده شوند.

باندهای بولینگر (BB) چیست؟

باندهای بولینگر که به نام جان بولینگر نامگذاری شده‌اند، نوسانات بازار را اندازه‌گیری می‌کنند و اغلب برای تشخیص شرایط خرید و فروش بیش از حد مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نشانگر از سه خط یا “باند” – یک SMA (باند میانی) و یک باند بالا و پایین تشکیل شده است. سپس این باندها همراه با عمل قیمت بر روی نمودار قرار می گیرند. ایده این است که با افزایش یا کاهش نوسانات، فاصله بین این باندها تغییر می کند، منبسط و منقبض می شود.

بیایید تفسیر کلی Bollinger Bands را مرور کنیم. هر چه قیمت به باند بالایی نزدیکتر باشد، دارایی ممکن است به شرایط خرید بیش از حد نزدیکتر باشد. به همین ترتیب، هرچه به باند پایین‌تر نزدیک‌تر باشد، ممکن است دارایی به شرایط فروش بیش از حد نزدیک‌تر باشد.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که قیمت به طور کلی در محدوده باندها قرار می گیرد، اما ممکن است در برخی مواقع از آنها بالاتر یا پایین تر باشد. آیا این به این معنی است که یک سیگنال فوری برای خرید یا فروش است؟ نه. این فقط به ما می گوید که بازار در حال دور شدن از باند میانی SMA است و به شرایط شدید می رسد.

معامله‌گران همچنین ممکن است از باندهای بولینگر برای پیش‌بینی فشار بازار استفاده کنند که به آن فشار باندهای بولینگر نیز می‌گویند. این به دوره ای از نوسانات کم اشاره دارد که باندها واقعاً به یکدیگر نزدیک می شوند و قیمت را در محدوده کوچکی “فشار” می کنند. با افزایش “فشار” در آن محدوده کوچک، بازار در نهایت از آن خارج می شود و منجر به دوره افزایش نوسانات می شود. از آنجایی که بازار می تواند به سمت بالا یا پایین حرکت کند، استراتژی فشرده سازی خنثی در نظر گرفته می شود (نه نزولی یا صعودی). بنابراین ممکن است ارزش ترکیب آن با سایر ابزارهای معاملاتی مانند حمایت و مقاومت را داشته باشد.

قیمت میانگین وزنی حجمی (VWAP) چیست؟

همانطور که قبلاً گفتیم، بسیاری از معامله گران حجم معاملات را مهم ترین شاخص می دانند. بنابراین، آیا شاخص هایی بر اساس حجم وجود دارد؟

قیمت میانگین وزنی حجمی یا VWAP، قدرت حجم را با عمل قیمت ترکیب می کند. به عبارت عملی تر، میانگین قیمت دارایی برای یک دوره معین وزن دار بر حسب حجم است. این باعث می‌شود که آن را از محاسبه ساده قیمت متوسط ​​مفیدتر کند، زیرا همچنین در نظر می‌گیرد که کدام سطح قیمت بیشترین حجم معاملات را داشته است.

معامله گران چگونه از VWAP استفاده می کنند؟ خوب، VWAP معمولاً به عنوان معیاری برای چشم انداز فعلی بازار استفاده می شود. از این نظر، زمانی که بازار بالاتر از خط VWAP باشد، ممکن است صعودی در نظر گرفته شود. در عین حال، اگر بازار زیر خط VWAP باشد، ممکن است نزولی در نظر گرفته شود. آیا متوجه شده اید که چگونه این شبیه به تفسیر میانگین متحرک است؟ VWAP ممکن است در واقع با میانگین متحرک مقایسه شود، حداقل در روشی که از آن استفاده می شود. همانطور که دیدیم، تفاوت اصلی این است که VWAP حجم معاملات را نیز در نظر می گیرد.

علاوه بر این، VWAP همچنین می تواند برای شناسایی مناطق با نقدینگی بالاتر استفاده شود. بسیاری از معامله گران از شکستن قیمت در بالا یا پایین خط VWAP به عنوان یک سیگنال تجاری استفاده می کنند. با این حال، آنها معمولا معیارهای دیگری را نیز برای کاهش ریسک در استراتژی خود وارد می کنند.

Parabolic SAR چیست؟

Parabolic SAR برای تعیین جهت روند و معکوس های بالقوه استفاده می شود. “SAR” مخفف Stop و Reverse است. این به نقطه ای اشاره دارد که باید یک موقعیت طولانی بسته شود و یک موقعیت کوتاه باز شود، یا برعکس.

Parabolic SAR به صورت مجموعه ای از نقاط در نمودار ظاهر می شود، چه در بالا یا پایین تر از قیمت. به طور کلی، اگر نقاط زیر قیمت باشد، به این معنی است که قیمت در یک روند صعودی قرار دارد. در مقابل، اگر نقاط بالاتر از قیمت باشند، به این معنی است که قیمت در یک روند نزولی قرار دارد. زمانی که نقاط به سمت «دیگر» قیمت برگردند، معکوس شدن اتفاق می‌افتد.

Parabolic SAR می تواند بینشی در مورد جهت روند بازار ارائه دهد. همچنین برای شناسایی نقاط معکوس روند مفید است. برخی از معامله گران ممکن است از اندیکاتور Parabolic SAR به عنوان مبنایی برای توقف ضرر خود استفاده کنند. این نوع سفارش خاص همراه با بازار حرکت می کند و اطمینان حاصل می کند که سرمایه گذاران می توانند از سود خود در طول یک روند صعودی قوی محافظت کنند.

Parabolic SAR در طول روندهای قوی بازار در بهترین حالت خود قرار دارد. در طول دوره‌های تثبیت، ممکن است سیگنال‌های نادرست زیادی برای برگشت‌های احتمالی ارائه کند. آیا دوست دارید نحوه استفاده از نشانگر Parabolic SAR را یاد بگیرید؟ راهنمای مختصری برای شاخص سهموی SAR را بررسی کنید.

ابر ایچیموکو چیست؟

Ichimoku Cloud یک شاخص TA است که بسیاری از اندیکاتورها را در یک نمودار ترکیب می کند. در میان شاخص هایی که مورد بحث قرار گرفتیم، ایچیموکو مطمئناً یکی از پیچیده ترین آنهاست. در نگاه اول، ممکن است درک فرمول ها و مکانیسم های کاری آن سخت باشد. اما در عمل، استفاده از Ichimoku Cloud آنقدرها هم که به نظر می رسد سخت نیست و بسیاری از معامله گران از آن استفاده می کنند زیرا می تواند سیگنال های معاملاتی بسیار متمایز و کاملاً مشخصی تولید کند.

همانطور که گفته شد، Ichimoku Cloud فقط یک نشانگر نیست، بلکه مجموعه ای از اندیکاتورها است. این مجموعه ای است که بینش هایی را در مورد حرکت بازار، سطوح حمایت و مقاومت و جهت روند ارائه می دهد. با محاسبه پنج میانگین و رسم آنها بر روی نمودار به این امر دست می یابد. همچنین از این میانگین ها یک “ابر” تولید می کند که ممکن است مناطق حمایت و مقاومت بالقوه را پیش بینی کند.

در حالی که میانگین ها نقش مهمی ایفا می کنند، ابر خود بخش کلیدی شاخص است. به طور کلی، اگر قیمت بالاتر از فضای ابری باشد، ممکن است بازار در یک روند صعودی در نظر گرفته شود. برعکس، اگر قیمت زیر ابر باشد، ممکن است در یک روند نزولی در نظر گرفته شود.

Ichimoku Cloud ممکن است سیگنال های تجاری دیگر را نیز تقویت کند.

تسلط بر Ichimoku Cloud دشوار است، اما زمانی که به نحوه عملکرد آن پی ببرید، می تواند نتایج بسیار خوبی به همراه داشته باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا